انگشتر بخشی حضرت علی(علیه السلام)

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ

انگشتر بخشی حضرت علی(علیه السلام)

٣- سوره مائده آیه ۵۵

آیه ولایت

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ

سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده‏اند و نماز را بر پا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏پردازند

 

 

 

 

برو اي گداي مسكين در خانه علي زن

كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را

روز 24 ذي الحجه يكي از زيباترين خاطرات را در فرهنگ شيعه به ياد مي‏آورد؛ روزي كه اميرمؤمنان علي عليه‏السلام با ايثار انگشتر خويش در حال نماز به يك نيازمند، گوي سبقت را از مسلمانان حاضر در مسجد ربود و شايسته تجليل و تقدير حضرت حق قرار گرفت و به دريافت مدال آيه ولايت از سوي پيك وحي مفتخر گرديد.

عبداللّه‏ بن عباس ماجرا را اين گونه روايت كرده است:

روزي در كنار چاه زمزم نشسته بودم و براي مردم از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حديث نقل مي‏كردم. در آن حال، ابوذر غفاري به نزد ما آمد و با صداي رسايي گفت: اي مردم! من از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله شنيدم كه فرمود: «عَلِيٌّ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخُذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ؛ علي عليه‏السلام رهبر نيكوكاران است و كشنده كافران. هر كس او را ياري كند، ياري خواهد شد و هر كس به او اهانت كند، خوار خواهد گشت.»

آن گاه ابوذر سخنانش را چنين ادامه داد: اي مردم! روزي از روزها با رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مسجد نماز ظهر را خواندم. بعد از نماز، نيازمندي بلند شد و از مردم ياري خواست، كسي به او چيزي نداد. او دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و عرضه داشت: خدايا! تو خود گواه باش در مسجد رسول اللّه‏ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از مسلمانان ياري خواستم، امّا كسي به من پاسخ مثبت نداد. در اين موقع، علي عليه‏السلام در گوشه‏اي از مسجد در حالِ ركوعِ نماز بود كه با انگشت كوچكِ دست خود كه انگشتري در آن بود به سائل اشاره كرد و سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله كه در حال نماز شاهد اين ماجرا بود، وقتي نمازش را تمام كرد، رو به سوي آسمان نمود و عرضه داشت: خداوندا! برادرم موسي از تو درخواست نمود كه: پروردگارا! به من سعه صدر عنايت كن و كارهايم را سهل و آسان نما و گره از زبانم بگشا و سخنانم را روان و راحت گردان! و همچنين موسي عليه‏السلام تقاضا كرد كه: خدايا! برادرم هارون را وزير و ياور من قرار بده! و به وسيله برادرم مرا نيرومند گردان و او را در كارهايم شريك فرما!

آن گاه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: خداوندا! من نيز محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. خدايا! از تو درخواست مي‏كنم كه سينه‏ام را گشاده گرداني و كارهايم را آسان كني و از ميان خانواده‏ام، علي را به عنوان وزير و پشتيبان من قرار دهي!

ابوذر در ادامه گفت: هنوز دعاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله تمام نشده بود كه حضرت جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! بخوان! پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پرسيد: چه بخوانم؟ گفت بخوان: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه‏ُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ»؛1 «همانا رهبر و سرپرست شما خداست و رسول او و كساني كه ايمان آورده‏اند؛ آنان كه نماز اقامه مي‏كنند و در حال ركوع زكات مي‏پردازند.»2

اين روايت را گذشته از منابع شيعه بسياري از اهل تسنن نيز نقل كرده‏اند و آيه شريفه را درباره اميرمؤمنان علي عليه‏السلام مي‏دانند. علامه فرزانه مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين در كتاب ارزشمند المراجعات مي‏نويسد: صاحب كنزالعمال نزول اين آيه در مورد خاتم بخشي علي عليه‏السلام را به اتفاق مفسران نسبت مي‏دهد و بر اين باور است كه در اين زمينه كسي به غير از علي عليه‏السلام مورد نزول اين آيه نيست. علامه سيد شرف الدين ادامه مي‏دهد كه اين اجماعِ تفسيري را به غير از صاحب كنزالعمال، عده‏اي ديگر از دانشمندان اهل سنت نقل كرده‏اند كه از جمله آنها امام قوشجي در بحث امامت شرح تجريد است.

سيد شرف الدين در توضيح سخن مي‏گويد: اگر اين حقيقت (نزول آيه ولايت در شأن علي عليه‏السلام ) يك مسئله بديهي و روشن نبود، ما به نقل تمام اقوال و آراء در اين زمينه اقدام مي‏كرديم؛ امّا به لطف الهي در اين سخن شك و ترديدي نيست و خوشبختانه تمام دانشمندان مسلمان به آن اعتراف دارند.3

براي تكميل و روشن شدن بيشتر اذهان، ما فقط به نقل يك روايت از طريق اهل تسنن اكتفا مي‏كنيم:

حاكم حسكاني از اساتيد علم حديث و از دانشمندان برجسته حنفي مذهب در قرن پنجم در كتاب «شواهد التنزيل»، با نقل روايتي از عبداللّه‏ بن عباس، ماجراي خاتم بخشي علي عليه‏السلام را اين گونه گزارش كرده است: آن روز بلال براي نماز اذان گفت. با شنيدن صداي اذان، رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از منزل بيرون آمد. مردم در مسجد مشغول نماز بودند؛ بعضي ايستاده، برخي در حال ركوع، و عده‏اي ديگر در حال سجده بودند. در اين هنگام، فقير بي‏چاره‏اي در مسجد مي‏گرديد و از مردم درخواست كمك مي‏كرد. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله با ديدن اين صحنه او را صدا كرد و با او چنين گفتگو نمود:

- آيا كسي چيزي به تو داده است؟

- بلي!

- چه چيزي به تو داده‏اند؟

- يك انگشتر نقره‏اي.

- چه كسي آن را به تو داد؟

- آن مردي كه ايستاده و نماز مي‏خواند.

پيامبر هنگامي كه با اشاره سائل به فرد مورد نظر نگاه كرد، متوجه شد كه او علي بن ابي طالب عليه‏السلام مي‏باشد. دوباره پرسيد:

- او در چه حالي انگشتر را به تو بخشيد؟

- او در حال ركوع آن را به من داد.

در اين هنگام، پيامبر اين آيه شريفه را تلاوت كرد: «اِنَّما وَليُّكُمُ اللّه‏ُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ»4

علامه شيخ عبدالحسين اميني شصت و شش نفر از دانشمندان اهل حديث و استوانه‏هاي روايي اهل سنت را با نام و نشاني دقيق كتابهايشان فهرست كرده و متن حديثي را كه حاوي انطباق آيه مذكور با شخص علي عليه‏السلام است از انس بن مالك نقل مي‏كند و در آخر مي‏افزايد: «مضمون اين حديث در اين كتابها موجود است و همه آنها تصريح دارند كه اين آيه در مورد خاتم بخشي حضرت اميرمؤمنان علي عليه‏السلام در مسجد نبوي نازل گرديده است.»5

اين مسئله آن قدر معروف و مشهور مي‏باشد كه بسياري از شعراي فارس و عرب در مورد آن شعرها سروده و قصيده‏ها گفته‏اند. حسان بن ثابت قصيده معروف خود را اين گونه سرود و به محضر علي عليه‏السلام تقديم داشت:

اَبا حَسَنٍ تَفْديكَ نَفْسي وَمُهْجَتِي وُكُلُّ بَطيي‏ءٍ فِي الْهُدي وَمُسارِعُ

«اي اباالحسن! جانم و قلبم فداي تو باد! و جان و دل هر كس كه در راه هدايت تند يا كند گام بر مي‏دارد، فدايت باد!»

اَيَذْهَبُ مَدْحي وَالْمُحِبّينَ ضائِعا وَمَا الْمَدْحُ في ذاتِ الاِْلهِ بِضائِعٍ

«آيا مدح من و دوستانت تباه خواهد شد؟ نه، هرگز مدحي كه در راه خدا انجام شود، تباه و ضايع نمي‏گردد.»

فَاَنْتَ الَّذي اَعْطَيْتَ اِذْ اَنْتَ راكِعٌ فَدَتْكَ نُفُوسُ الْقَوْمِ يا خَيْرَ راكِعٍ

«تويي آن كس كه در هنگام ركوع بخشيدي! جان همه مسلمانان به فدايت اي بهترين ركوع كننده!»

بِخاتَمِكَ الْمَيْمونِ يا خَيْرَ سيِّدٍ ويا خَيْر شارٍ ثُمَّ يا خَيْرَ بائِعٍ

«انگشتري مباركت را [تو در راه خدا بخشيدي] اي بهترين آقا و اي بهترين خريدار و بهترين فروشنده.»

فَاَنْزَلَ فيكَ اللّه‏ُ خَيْرَ وِلايَةٍ وَبَيَّنَها في مُحْكَماتِ الشَّرائِعِ6

«خداوند متعال نيز در حق تو بهترين [آيه را كه] آيه ولايت [است[ فرستاد و در محكمات شرائع آن را بيان نمود.»

شعراي فارسي زبان نيز شعرها سروده و خطابه‏ها ايراد كرده‏اند كه دو بيت را مي‏آوريم:

ناصر خسرو:

آنچه علي داد در ركوع فزون بود

زآن كه به عمري بداد حاتم طائي

ابن يمين:

مرتضي را دان وليِّ اهل ايمان 

تا ابد چون ز ديوان ابد دارد 

مثال «اِنّما»

آخرين حكم الهي

امام باقر عليه‏السلام در اين زمينه مي‏فرمايد: «خداي متعال طبق آيه ولايت [انّما وليكم اللّه‏...] اطاعت از رهبري و سرپرستي اولوالامر را بر مردم واجب ساخت. مسلمانان متوجه نشدند كه مقصود از ولايت چيست؟ خداوند [در روز غدير] به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله امر كرد كه ولايت را براي مردم تفسير كند؛ همچنان كه نماز و روزه و زكات و حج را برايشان توضيح داده است؛ امّا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مدتها صبر كرد؛ زيرا آن حضرت همانند ساير واجبات نمي‏توانست مسئله ولايت و جانشيني خويش را به مردم اعلان كند و مي‏ترسيد اگر مسئله رهبري و رياست بر مسلمانان را مطرح نمايد، مردم سخن او را نپذيرند و از دين برگردند. به همين جهت، دلتنگ شد و به حضرت پروردگار عرض حال نمود.

خداوند متعال به پيامبر وحي كرد كه: «اي رسول ما! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، بر مردم ابلاغ كن و اگر اين پيام را نرساني، رسالت خود را انجام نداده‏اي و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مي‏كند.»7 پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله با نزول اين آيه، با كمال اطمينان مسلمانان را گرد آورد و در روز غدير خم به اعلان ولايت و رهبري علي عليه‏السلام اقدام نمود و تأكيد كرد كه حاضرين به غائبين اطلاع دهند.»

امام باقر عليه‏السلام در ادامه فرمود: «واجبات خدا يكي پس از ديگري نازل مي‏شد و مسئله ولايت آخرين آنها بود كه بعد از اعلان ولايت، آيه اكمال دين8 نازل گرديد. و خداوند متعال فرمود: با اين پيام ديگر واجبي را بر شما نازل نخواهم كرد؛ زيرا واجبات شريعت اسلام با مسئله ولايت كامل شد.»9

پاسخ يك شبهه

گاهي مي‏پرسند: از سويي مشهور است كه علي عليه‏السلام در حال نماز آن چنان غرق در عبادت مي‏شد كه وقتي در يكي از جنگها به پايش تير رفته بود و از شدت درد و ناراحتي جسمي، امكان جرّاحي و بيرون كشيدن آن نبود، گفتند: آن را در حال نماز از بدن مباركش خارج كنيد؛ چون او در حال عبادت آن چنان مشغول راز و نياز با پروردگار خويش است كه احساس درد نخواهد كرد.10 و از سويي امام در حال نماز انگشتر به سائل مي‏دهد و اين نشانگر توجه به اطراف و ديگران است. آيا اين دو حال، در نماز با هم سازگاري دارد يا نه؟

علاوه بر اينكه برخي از محققين در صحت حكايت اول ترديد دارند، در پاسخ اين پرسش جوابهاي متعددي گفته شده كه ما به چند مورد اشاره مي‏كنيم:

اول: مشتاقان حضرت حق و تشنگان كوثر معرفت در حالات عرفاني و مناجات با معشوق و معبود خويش، آن چنان از فيض حضور و لقاي يار و مشاهده تجليات دلدار سرمست مي‏شوند كه تمام دردها و رنجهاي خويشتن را به عنوان لذت بخش‏ترين جرعه‏هاي حيات بخش معنوي سر مي‏كشند. آنان همواره زمزمه مي‏كنند كه:

مشنو اي دوست كه غير از تو مرا ياري هست 

يا شب و روز به جز فكر توام كاري هست

آنان در آن حال، نه اينكه دردها و رنجهاي جسمي خويش را احساس نمي‏كنند و بي اختيار احساس خود را از دست مي‏دهند، بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا نيست، بر مي گردانند. به عبارت ديگر، لذت حضور و شوق وصال آن چنان آنان را به وجد و شعف مي‏آورد كه رنجها و دردهاي شخصي تحت الشعاع آن قرار مي‏گيرد و در پرتو فضاي معنويِ دركِ حضور محو مي‏شوند و از شوق اينكه رضايت حق را به دست آورده‏اند، تمام ناملايمات در منظر آنان زيبا و دوست داشتني جلوه مي‏كند و آواي «ما رَأَيْتُ اِلاّ جَميلاً»11 سر مي‏دهند؛ حتي آنان تحمل مصائب را اولين منزل عشق مي‏دانند و بر اين باورند كه:

ترك مال و ترك جان و ترك سر

در طريق عشق اول منزل است

چنان كه درباره بعضي از ياران امام حسين عليه‏السلام در روايات آمده است كه «لايَجِدُونَ اَلَمَ مَسِّ الْحَديدِ؛12 آنان درد برخورد نيزه‏ها و شمشيرهاي آهنين را احساس نمي‏كردند.» نه اينكه آنان تيرها و شمشيرها و نيزه‏ها را نمي‏ديدند يا توجه نداشتند، بلكه درد و رنج آنها در مقابل شوق شهادت و كسب رضاي پروردگار متعال هيچ بود.

بنابراين، در حالي كه ياران و مريدانِ آنان چنان هستند، پس خود ايشان چگونه خواهند بود. بي ترديد مقام اولياء الهي به مراتب بالاتر از اينهاست. اگر در يك زمان علي عليه‏السلام هنگام نماز متوجه درد پاي خود نمي‏شود، عملي كاملاً درست و خداپسندانه مي‏باشد؛ چرا كه معناي مناجات عاشقانه و عبادت عارفانه همين است و اگر در زماني ديگر، در هنگام نماز صداي سائل او را متوجه خود مي‏سازد و او با از خودگذشتگي و ايثار مال در راه رضاي خداوند، نياز يك انسان بي چاره را برطرف مي‏كند، باز هم عملي كاملاً منطقي و خداپسندانه مي‏باشد. علي عليه‏السلام در هر دو مورد از خود گذشتگي و ايثار نموده است؛ آنجا از جان خويش و اينجا از علي عليه‏السلام گر چه در حال نماز، غرق در عبادت الهي بود و با حضور قلب و توجه كامل با خداوند مناجات مي‏نمود، امّا قلب پاك او در برابر فرياد استمداد و استغاثه و آه و ناله مستمندان و بي چارگان جامعه حساس بود و قلب او در مقابل نداي محرومان و براي گره گشايي از كار آنان مي‏تپيد.

مال خويش. و در هر دو حال، مشغول عبادت مخلصانه بوده است و نتيجه هر دو عمل يكي است و آن كسب رضاي پروردگار و خالق جهان هستي مي‏باشد.

تكميل عبادت

دوم: اين ايراد را مي‏توان ناشي از يك غفلت دانست و آن اينكه شنيدن صداي سائل و كمك به او، پرداختن به غير خدا و توجه به خويشتن يا امور دنيوي نيست، بلكه آن هم در واقع، توجه به خدا و در جهت اخلاص مي‏باشد. علي عليه‏السلام گر چه در حال نماز، غرق در عبادت الهي بود و با حضور قلب و توجه كامل با خداوند مناجات مي‏نمود، امّا قلب پاك او در برابر فرياد استمداد و استغاثه و آه و ناله مستمندان و بي چارگان جامعه حساس بود و قلب او در مقابل نداي محرومان و براي گره گشايي از كار آنان مي‏تپيد. توجّه او به سائل نه تنها در جهت غيرحق نبود، بلكه دقيقا در راستاي اخلاص و توجه به مبدأ هستي و پروردگار خويش بود. او با پاسخ به كمك خواهي و نداي مظلومانه يك فقير كه آه و ناله‏اش از دردهاي جانكاه وي خبر مي‏داد، عبادت خويش را با اطاعت ديگري در آميخته و با هر دو عمل خويش، در جهت رضاي الهي قدم برداشته، ثواب عبادت خويش را مضاعف گردانيد. و به همين علت هم بود كه عمل زيبا و خداپسندانه او مورد ستايش وحياني قرار گرفت؛ چرا كه او عبادتي را مكمّل عبادت ديگر قرار داد.

پى نوشت:

1. مائده/55. 

2. مجمع البيان، ج3، ص210. 

3. المراجعات، ص231. 

4. شواهد التنزيل، ج1، ص233. 

5. الغدير، ج3، ص162. 

6. همان. 

7. مائده/67. 

8. مائده/3. 

9. اصول كافي، كتاب الحجه، باب مانص اللّه‏ عزوجل و رسوله علي الائمه عليهم‏السلام .

10. المحجة البيضاء، ج1، ص398. 

11. لهوف، سيد بن طاووس، ص292. اين كلام حضرت زينب در مجلس ابن زياد بود، هنگامي كه ابن زياد گفت: اي دختر علي! اين همه مصيبتها را چگونه ديدي؟ زينب عليها‏السلام پاسخ داد: «من همه مصائب و مشكلات را در راه خدا زيبا مي‏بينم.» 

12. بحارالانوار، ج45، ص80؛ مدينة المعاجز، ج3، ص504؛ العوالم، الامام الحسين عليه‏السلام ، ص344. 

 

 

منبع : www.elahiyeh.net
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر




لطفا سوال بالا را پاسخ دهید

0/700
قوانین ارسال نظر