تاسوعا

روز تاسوعاست، روز توسل به حضرت ابالفضل العباس

تاسوعا

بسم الله الرحمن الرحيم

روز تاسوعاست، روز توسل به حضرت ابالفضل العباس. اميدواريم به لطف خداي تعالي از درسي كه حضرت ابالفضل به دنيا تعليم داد استفاده كنيم. يكي دو جمله از حضرت ابالفضل در روز عاشورا در كتب تاريخ نوشته شده توضيح بدهم، در روز عاشورا وقتي دست راست حضرت قطع شد (روي اين فكر كنيد، توجه كنيد به حقيقت) مي فرمايد: والله ان قطعتموا يميني  اني احامي ابدا عن ديني، ما هم همينطور باشيم. اين يك درس. قسم به خدا، كلام حضرت ابالفضل احتياج به قسم ندارد ولي براي قطعي بودنش، براي اينكه ما مردمي كه خداي با اين عظمت 11 قسم خورده كه قد افلح من زكيها، باز هم مي گوئيم آيا تزكيه نفس واجبه يا واجب نيست؟ ما مردم بي ايمان و سست عقيده كه حرف هيچكس را عمل نمي كنيم، همه را با خودمان قياس مي كنيم، براي ما مردمي كه به همه چيز با بي توجهي مي نگريم، اعتقاد و ايمانمان بسيار ضعيف است، براي ما مردم قسم خورده، والله، اگر شما دست راستم را قطع كرديد، با قطع دست راست من از دينم و هدفم و امامم دست نمي كشم. ممكن است ما مردم خداي نكرده براي مختصر چيزي، براي يك مسائل خيلي جزئي از دينمان دست بكشيم و منظور از دين اين نيست كه ديگر مسلمان نباشيم، دين يعني راه و روش ، صراط مستقيم. انجام واجبات و ترك محرمات. دين يعني راهي كه انسان را به حقيقت مي رساند، آن راه و سير و سلوكي كه انسان را از همه صفات حيواني دور مي كند. آن راهي كه انسان را شبيه ابالفضل العباس مي كند. ما خودمان را بايد به اين وجود مقدس برسانيم. او را الگو قرار بدهيم.

اين درس را از حضرت ابالفضل بگيريم. ما نسبت به ايشان خيلي ضعيفيم. اما چرا بايد ضعيف باشيم؟ چرا نبايد مراحل كمالات را طي كنيم؟ آنها در روز تاسوعا و عاشورا آن مسائل را انجام ندادند كه ما عزاداري كنيم، نه، براي اينكه ما درس بگيريم. بگوئيم والله ، هر جوري هست اينجوري شويد  والله ان قطعتموا يميني                  اني احامي ابدا عن ديني،  من حمايت مي كنم از دينم.

دينتان براي شما مطرح باشد. آنچه كه حمايتش مي كنيد دينتان باشد نه از خواسته هاي نفساني تان. حرف حق را بزن ولو به ضررت باشد. خداي تعالي كمكت مي كند.  ولله ان قطعتموا يميني، امشب روي اين جمله كار كنيد. نخوابيد تا بتوانيد اين جمله را از زبان خودتان ادا كنيد. تصميم بگيريد، ولله ان قطعتموا يميني، شما فكر كنيد در چه حالي است حضرت ابالفضل؟ با آن همه گرفتاري و مشكلات، مشكلاتي كه حضرت ابالفضل داشت، شايد حضرت سيدالشهدا نداشت. براي اينكه ايشان را به عنوان سقا معرفي كردند. بچه ها ابالفضل را كه مي ديدند همه مي گفتند العطش. اما به سيدالشهداء نمي گفتند. مرتب هم حضرت ابالفضل مي آمدند طرف خيمه مشكها كه ببيند بچه ها چه مي كنند؟ دامن خيمه را بالا زد، يك منظره اي ديد، خدا لعنت كند بني اميه را كه خدا و امامشان را فراموش كردند و تنها هواي نفسشان حاكم برشان بود و اين وضع را به وجود آوردند. اين اطفال چه گناهي داشتند؟ اينها همه مربوط به اين است كه هواي نفس رهبر انسان باشد. كوشش كنيم امشب از خود ابالفضل تقاضا كنيم كه ما را در آن مكتبي كه خودش بوده و اين درس را از علي بن ابيطالب و سيدالشهداء گرفته، ما هم اين درس را ياد بگيريم. بگوئيم ولله ان قطعتموا يميني اني احامي ابدا عن ديني، ما حامي دين باشيم، امر به معروف و نهي از منكر كنيم، در همسايگي مان يكي گنهكاره به او تذكر بدهيم، واجباتشان راترك كردند به آنها بگوئيم، مردم را به طرف انسانيت بكشانيم.

جمله دوم حضرت ابالفضل وقتي مي آمد به طرف نهر علقمه 4000 هزار نفر مواظب بودند كه آب را كسي تصرف نكند. حالا با آن شجاعتي كه حضرت داشت اينها را عقب زده آمده رسيده به شريعه ، حضرت ابالفضل خيلي تشنه است، اينها فقط براي اين است كه ما درس بگيريم نه براي روضه خواني، استاد بسيار بزرگي است. حضرت ابالفضل دستهايش را كرده زير آب يعني مي توانم آب بخورم، آب را آورده جلوي خودش، اين جمله را ياد بگيريد و به آن عمل كنيد. ولو مقدماتي دارد. مي گويد يا نفس هوني، اي نفس من خوار بشو. انسان تا نفسش را خوار نكند، تا مخالفت با هواي نفسش نكند به جايي نمي رسد. اگر آب هم مي خورد مسأله اي نبود. همه هم راضي بودند حضرت آب بخورد هم خدا هم امام حسين، هم بچه ها،حضرت آدم گندم خورد اما حضرت ابالفضل آب مي تواند بخورد اما نمي خورد. دارد به ما درس مي دهد. مي خواهد سرمشق بدهد. همه هم شنيدند كه حضرت ابالفضل مي گويد: اي نفس من تو مي خواهي آب بخوري( كه نمي خواست هم بخورد) تو كه مي گويي من محب امام زمان و حضرت سيدالشهداء هستم كاري نكن كه خلاف رضايت او باشد. او تشنه باشد تو اينجا آب بخوري؟يك خرده با نفست مبارزه كن. يا نفس هوني و الحسين معطش. انشاءالله به اين دوجمله حضرت ابالفضل عمل كنيد. و همه حوائجتان را هم از ايشان بخواهيد. فكر نكنيد اين كوچك است و آن بزرگ. البته حوائج بزرگتر را با اصرار بيشتر و حوائج كوچك را هم درخواست كنيد.  

مشك و علم و دست سه حرف عشق است             افسوس كه اين سه، زِهم جا افتاده است

منبع : www.elahiyeh.net
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر




لطفا سوال بالا را پاسخ دهید

0/700
قوانین ارسال نظر