غزوه قرقرة الکدر

این، نام منطقه ای در هشت منزلی مدینه حدود 176 کیلومتر این شهر است.

غزوه قرقرة الکدر

 

این، نام منطقه ای در هشت منزلی مدینه حدود 176 کیلومتر این شهر است. رسول خدا (ص) در نیمه محرم سال سوم هجری مطلع می شوند که گروهی از بنی سلیم و غطفان از قبایل نواحی شمالی مدینه قصد یورش به مدینه را دارند. غطفان قبیله بزرگی است که همواره انتظار می رفت متعرض مدینه شود. آن ها قبیله ای گرسنه، بیابانی و دور از تمدن بودند و در غزوه خندق نیز جمعیت زیادی را تهیه کردند. 

 

لذا این ها با پیروزی پیامبر (ص) در بدر خواستند تحرکی به نفع مشرکان انجام دهند و چه بسا در خفا پیمانی بین آن ها و مشرکان وجود داشت. جالب این است که پیامبر (ص) قبل از تحرک آن ها مطلع می شود و کسانی که رفت و آمد به این قبیله دارند برای پیامبر خبر می رسانند.

 

بنابراین قبل از حرکت آن ها، رسول خدا (ص) به همراه دویست نفر حرکت کرد ولی آن ها وقتی که مسلمانان را مشاهده کردند به سمت بالای کوه فرار کردند. در این مسیر، پیامبر (ص) به غلامی از آن ها بنام «یسار» که نزدیک پانصد شتر را چوپانی می کرد برخورد کردند و در مورد آن قبیله از او سوال کردند. غلام گفت که من اطلاعی ندارم و لذا به اسارت مسلمانان درآمد. 

 

در این زمینه، شتران به غنیمت گرفته شد و پیامبر (ص) با این غنایم و این اسیر، به مدینه بازگشتند. سوالی که در این جا مطرح می شود این است که چگونه پیامبر (ص) متعرض شتران این قبیله می شود، در حالی که هنوز جنگی اتفاق نیفتاده است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که تعرض آن قبیله نسبت به مسلمانان برای پیامبر (ص) ثابت شده بود؛ بنابراین مسلمانان ایمن از تحرکاتی بعدی آن ها نبودند و تضعیف اقتصادی دشمن، حربه ای بود که پیامبر اکرم (ص) از آن استفاده کردند؛ زیرا اگر چنین دشمن خطرناکی تضعیف نشود حرکت او منجر به خسارت جانی خواهد شد. این ولایت را خدا برای پیامبر (ص) قرار دارد تا با تصرف اموال، مصلحت بالاتری کسب شود. 

 

نکته جالب درباره این غلام این است که پیامبر (ص) در بازگشت به مدینه، هنگام نماز صبح مشاهده کردند که آن غلام مشغول نماز است. وقتی آن حضرت غلام را در این حال دیدند او را آزاد کردند. از این نکته می توان استفاده کرد که بنده گرفتن در اسلام نه به این دلیل بود که اصالت دارد و این انسان ها از بقیه انسان ها پایین تر باشند، بلکه هدف از اسیر گرفتن در جنگ های مسلمانان تنها برای این بود که زمینه هدایت و تربیت شان نزد مسلمانان فراهم شود. 

 

اهل بیت (ع) نیز همین رفتار را داشته اند. مثلا امام حسن (ع) یک غلامی را دیدند که به سگی غذا می دهد. آن غلام را بلافاصله خریدند و آزاد کردند. امام سجاد (ع) غلامان زیادی را می خرید و هر سال در ماه رمضان فرا می خواند و خطاهایشان را برایشان بازگو می کرد و می فرمود که شما دعا کنید خدا از خطاهای علی بن الحسین بگذرد و آن ها را آزاد می کرد. یا این که آن حضرت، غلامی را آزاد کردند؛ چون دیدند که آن غلام، تکه نانی را از زمین برداشت و تناول کرد و نگذاشت اسراف شود. 

 

در نمونه ای دیگر، مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار جلد 47 ص 44 سند آزادی بنده ای را از قول امام صادق (ع) می آورد. حضرت در آن فرمود: این سند آزادی فلان غلام جعفر بن محمد است برای خدا، که چیزی در برابر این آزادی طلب نمی کنم تا این که نماز را برپا دارد و زکات بدهد و حج انجام دهد و روزه ماه رمضان را بگیرد و دوستی اولیاء خدا و دشمنی دشمنان خدا را داشته باشد. بعد در ادامه برخی افراد را شاهد می گیرد. 

 

با دقت در این متون تاریخی و روایی، مشخص می شود که مساله برده داری در اسلام اصالت ندارد، بلکه جنبه طریقیت دارد. مسیری بوده برای این که این افراد تربیت شوند و در راه اسلام قدم بردارند. وجود احکام مختلف برای آزاد کردن برده نیز نشان دهنده همین مساله است. 

 

در ادامه، پیامبر (ص) به مدینه بازگشتند و صد شتر را به عنوان خمس جدا کردند و مابقی را میان نیروها تقسیم کردند که به هر کدام، دو شتر تعلق گرفت. می دانیم در سیره پیامبر (ص) ایشان خمس را با این که می توانستند تصرف کنند بین مسلمانان تقسیم می کردند. ولی در این جا دست ایشان باز بود و می توانست در جای دیگر هزینه کند. و به افرادی که حتی در جنگ نبودند  ونیازمند بودند به آن ها بدهد. شواهدی هم داریم که ایشان بعد از نزول آیه خمس، تصرف در خمس نمی کردند و شاهدش هم سطح زندگی ایشان است. زیرا اگر از خمس استفاده می کردند وضعیت زندگی ایشان متفاوت از آن چیزی بود که در گزارش های تاریخی آمده است.

منبع : www.elahiyeh.net
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر




لطفا سوال بالا را پاسخ دهید

0/700
قوانین ارسال نظر